مناسبتی

شب قدر است وطی شد نامه هجر سلام

شب قدر است وطی شد نامه هجر سلام
شب قدر است وطی شد نامه هجر سلام

شب وصل است و طی شد نامه هجر

سلام فیه حتی مطلع الفجر

دلا در عاشقی ثابت قدم باش

که در این ره نباشد کار بی اجر

من از رندی نخواهم کرد توبه

شب قدر است وطی شد نامه هجر سلام

و لو آذیتنی بالهجر و الحجر

برآی ای صبح روشن دل خدا را

که بس تاریک می‌بینم شب هجر

دلم رفت و ندیدم روی دلدار

فغان از این تطاول آه از این زجر

وفا خواهی جفاکش باش حافظ

فان الربح و الخسران فی التجر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات
| وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

تا به حال ۱۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حسام نوشته:

با سلام و عرض ادب

تصور می کنم در بیت ما قبل آخر به جای “زجر” ، “ضجر” درست باشد.
—پاسخ: «زجر» درست است. اتفاقاً این بیت یکی از شاهدهای لغتنامۀ دهخدا ذیل زجر است.

👆☹

نوید نوشته:

به نظر میرسد وزن عروضی این غزل “مفاعلین مفاعیلن مفاعیل” باشه
—پاسخ: این دو وزن هم‌ارزند.

👆☹

حسین نوشته:

میشه معنای مصرع های عربی رو هم بنویسید؟

👆☹

امین کیخا نوشته:

سلام فیه …… یعنی تا بامداد در ان درود و سلام است
و لو أذیتنی….. یعنی اگر مرا با سنگ و نیز دوری ازرده سازی
فان الربح …. یعنی سود و زیان در بازرگانی است

👆☹

شهسوار نوشته:

با سلام و عرض خسته نباشید و تشکر ویژه از بابت سایت مفیدتان.
درست است که در نسخه ای که اشعار از آن برداشت شده بیت اول ((شب وصل…)) است اما با توجه به معنی ادامه ی بیت مبتنی بر این که ((نامه ی دوری وفراق نوشته شد))درست است که بگوییم:((شب قدر است و…))تا مفهوم شب وصل با شروع هجران تضاد نداشته باشد.
چنان که اساتیدی همچون استاد علی موسوی گرمارودی و استاد دکتر سید محمد جعفر محبوب هم بر همین عقیده اند.(گنجینه ی صوتی حافظ با صدای استاد گرمارودی و صوت جلسات دکتر محبوب به سال ۷۶ توسط موسسه ی ماهور)
مارا هم از این شک رهایی بخشید.
سپاسگزارم. 

👆☹

سیروس نوشته:

با سلام

تصور می کنم مصرع دوم از بیت اول عین آیه شریف از سوره فجر باشد “سلام هی حتی مطلع الفجر” و بعید می دانم حضرت حافظ در نقل عینی آیه در تعریف از شب قدر “هی را به “فیه” تغییر داده باشد.

👆☹

دکتر ف. ق نوشته:

سلام دوستان . در پاسخ آقای حسام کلمه ی زجر درست است . چرا که ضجر که در آن ض . ج هر دو با فتحه خوانده می شود به معنای نالیدن می باشد و زجر به معنای راندن و طرد کردن و شکنجه و آزار .اگر عبارت عربی بیت قبل را به دیده ی تعقل بنگرید متوجه می شوید که عبارت زجر با آن بیشتر مناسبت دارد چرا که شاعر بزرگوار بیان داشته اند که اگر مرا از این کار ( توبه از رندی ) منع نموده به هجران و فراق مبتلا سازی باز هم رندی را رها نمی کنم و ره توبه در پیش نمی گیرم حال در بیت مورد نظر جنابعالی می فرماید … آه از این ظلم و تعدی ( هجر : دور کردن ) و آه از این منع کردن و شکنجه دادن ( حجر : با فتح ح به معنای منع کردن و شکنجه )

👆☹

…. نوشته:

شب قدر است وطی شد نامه هجر سلام

میشه درباره ی آیه های موجود در این شعر نظر بدین وارتباط اون با سایر رو برسی کنید؟

👆☹

روفیا نوشته:

کل غزل گسترده ضرب المثل no pain no gain است .

👆☹

روفیا نوشته:

“غم و شادی”

بعضی گویند شادی از غم عظیمتر است،
بعضی گویند چنین نیست بلکه غم بر شادی چیرگی دارد.
اما من با تو می‌گویم که غم و شادی از هم جدایی ناپذیرند.
آنها با هم نزد تو می‌آیند
و هنگامی که یکی از آن دو در کنارت نشسته است، بیاد آر که آن دیگری نیز در بستر تو به خواب رفته است.
و همانا که تو چون دو کفه‌ی ترازو میان شادی و غم آویخته‌ای
و تنها هنگامی که به کلی تهی باشی دو کفه در حال توازن کنار هم خواهند بود.
اما وقتی که خزانه دار هستی تو را برمی‌دارد تا زر و نقره‌ی خویش را بسنجد، در آن هنگام بناچار دو کفه‌ی غم و شادی تو بالا و پایین می‌رود.
جبران خلیل جبران

“”On Joy And Sorrow
Some of you say, “Joy is greater than sorrow,”
and others say, “Nay, sorrow is the greater.”
But I say unto you, they are inseparable.
Together they come, and when one sits alone with you at your board,
remember that the other is asleep upon your bed.
Verily you are suspended like scales between your sorrow and your joy.
Only when you are empty are you at standstill and balanced.
When the treasure-keeper lifts you to weigh his gold and his silver, needs must your joy or your sorrow rise or fall.
“Kahlil Gibran”

👆☹

روفیا نوشته:

گاهی ما انسان ها می پنداریم قانون no pain no gain یا نابرده رنج گنج میسر نمی شود را دور بزنیم .
زهی خیال باطل . سارقین بانک می پندارند با یک نقشه هوشمندانه یک شبه ره صدساله را طی خواهند کرد . ولی کارمای دزدی از همان لحظه ارتکاب شروع می شود . از ان لحظه به بعد از سایه خودشان هم می هراسند . به یاد دارم پوارو می گفت گناهان قدیمی سایه های بلندی دارند !حتی یابنده گنج هم از لحظه یافتن ان باید در پی پنهان کردن ان و امنیت جانی خود باشد . حتی یک فرد زیبارو هم بهای زیباییش را با در معرض سوئ استفاده بودن و با رنج مشاهده زوال ان می پردازد .
مکبث پس از به قتل رساندن شاه میگوید :
I wish when it was done , it was done ولی افسوس اگر دستان خون الودم را با اب هفت دریا بشویم هفت دریا شنگرفی خواهد شد ولی دستان من پاک نخواهد شد !
بسیاری از مردم در رنج و اندوه روزگار میگذرانند چون خیال میکنند دنیا پر از هرج و مرج است و هرکس هر چه کرد کرد و دائم می نالند که فلان کس مال مردم را خورد و هیچ گزندی ندید یا کسی ادمیی را از هستی ساقط کرد و اب از دماغش نیامد .!
زهی ساده لوحی !!
وقتی از انان می پرسم از کجا میدانی که هیچ گزندی ندید میگویند بهترین امکانات در اختیارش است و سفر خارج و بساط عیشش هم به راه ! گیر هم که نیفتاد !
شگفتا !
حقیقتا نمیدانم به اینان چه بگویم !
ایا ما امده ایم که خوب بخوریم و خوب بپوشیم و عیش و عشرت کنیم و بعد هم خداحافظ ؟!
ایا گمان نمی کنید با هر نادرستی که در حق مردم انجام میدهیم قدری از درجه انسانی نزول می کنیم ؟!
بهایم هم که عیش و عشرتشان را در حد کمال به جا می اورند . پس خط فصل ما و انها کجاست ؟!

👆☹

بیگانه نوشته:

به به… عالی… مثل همیشه…

👆☹

یغما نوشته:

تفسیر عرفانی
۱/شب وصال است و دوره ی فراق به پایان رسیده و این شب تا سپیده دم سرشار از آرامش و سلامتی است شبی که عاشق به وصال معشوق می رسد، شبی سرشار از آرامش و زیبایی است.(اشاره ی به آیه ۵ سوره ی قدر).
۲/ای دل!در کار عشق، محکم و استوار باش که در این راه، هیچ کاری بی اجر و پاداش نیست.
۳/ای یار!حتی اگر با دوری و جدایی و منع کردن از دیدار خود مرا بیازاری، من از این رندی و لاابالی گری که شیوه ی عاشقان و آزادگان است، دست بر نخواهم داشت.عاشق واقعی از سختی ها و آزارها نمی هراسد.
۴/ای صبح تابان و روشن وصل!به خاطر خدا طلوع کن که شب هجران را بسیار تاریک می بینم.
۵/عاشق و شیدا شدم و دلم از دست رفت، اما روی زیبای معشوق را ندیدم.فریاد از ستم بی وفایی و از زجر فراق که بر من روا می دارد.عاشق همیشه در رنج و عذاب دوری از معشوق خواهد سوخت.
۶/ای حافظ!اگر خواهان مهر و وفا هستی، جفای معشوق را تحمل کن.به درستی که در تجارت، سود و زیان، هر دو وجود دارد.عاشق، دوری از معشوق و سختی های این راه را عاشقانه باید بپذیرد.

منبع مقاله :
باقریان موحد، رضا؛ (۱۳۹۰)، شرح عرفانی دیوان حافظ بر اساس نسخه دکتر قاسم غنی و محمد قزوینی، قم: کومه، چاپ اول

👆☹

شب وصل است و طی شد نامه هجر

سلام فیه حتی مطلع الفجر

دلا در عاشقی ثابت قدم باش

که در این ره نباشد کار بی اجر

من از رندی نخواهم کرد توبه

شب قدر است وطی شد نامه هجر سلام

و لو آذیتنی بالهجر و الحجر

برآی ای صبح روشن دل خدا را

که بس تاریک می‌بینم شب هجر

دلم رفت و ندیدم روی دلدار

فغان از این تطاول آه از این زجر

وفا خواهی جفاکش باش حافظ

فان الربح و الخسران فی التجر

۱- نام هجران و فراق به پایان رسید و شب وصل رسید، پس سلام بر آن باد تا هنگام طلوع فجر.

 ۲- ای دل، در راه عشق، ثابت قدم باش زیرا که در این راه، هيچ عملی بی اجر و پاداش نیست.

۳- من از بی پروایی و رندی توبه نخواهم کرد. اگر چه مرا با دوری و امتناع خود آزار دهی و رنج برسانی.

 ۴- ای صبح تابان وصل بخاطر خدا طلوع کن زیرا که من شب هجران را شبی تاریک و بی نور می بینم. 

۵- دلم از دست رفت و روی معشوق را ندیدم، فریاد از این ظلم و افسوس از این زجر.

۶- حافظ اگر وفاداری معشوق را می طلبی بر جفای او تحمل کن زیرا در بازرگانی هم سود و هم زیان هر دو محتمل است. 

در دوران سختی و رنج تلاش بسیار کرده ای. اکنون نهال زحمات تو در حال بارور شدن است. پس همچنان مصمم ادامه بده زیرا شبهای تیره رو به اتمام است و فجر صادق خوشبختی در راه. اکنون که در چند قدمی شاهد پیروزی ایستاده ای سستی و اهمال نکن که فرصت را از دست خواهی داد.

مژده باد بر شما که به زودی تلخی های روزگار تمام شده و روی خوش زندگی را خواهید دید. اگر نتیجه کارتان برای شما مهم است باید این سختی ها را تحمل کرده و با تلاش و صبوری تا آخر راه پیش بروید.

از لطف خداوند ناامید نشوید و با تمام نیرو به تلاش خود ادامه دهید و نیمه راه منصرف نشوید. اگرچه برخی دوستان بی وفایی کرده اند و برخی دیگر قصد انحراف شما را داشته اند اما خداوند همیشه نگاهش به شما بوده و هست، نگران نباشید و غم و غصه را از خود دور کنید.

 

فال حافظ جدید

شب قدر است وطی شد نامه هجر سلام

آرایش

مدل مو

مدل لباس

فال حافظ شب وصل است و طی شد نامه هجر

 

شب وصل است و طی شد نامه هجر

سلام فیه حتی مطلع الفجر

دلا در عاشقی ثابت قدم باش

که در این ره نباشد کار بی اجر

من از رندی نخواهم کرد توبه

و لو آذیتنی بالهجر و الحجر

برآی ای صبح روشن دل خدا را

که بس تاریک می​بینم شب هجر

دلم رفت و ندیدم روی دلدار

فغان از این تطاول آه از این زجر

وفا خواهی جفاکش باش حافظ

فان الربح و الخسران فی التجر

 

اشعار حافظ با صدای دلنشین موسوی گرمارودی

 

تعبیر فال حافظ:

زمان هجران به سر آمده و صبح صادق دمیده است. شب سیاه به پایان رسیده و حالا نوبت تو می باشد به عهدی که بسته ای عمل کنی. نگرانی که دوباره همه چیز به هم بریزد و از وصال یار بی بهره بمانی. دیگر طاقت هجران نداری.

تفسیر فال حافظ ۲:

باید رنج و مصیبت ها را تحمل کنی تا به نتیجه برسی. روزگار ناکامی به زودی طی می شود به شرط آنکه صبور باشی و امید خود را از دست ندهی و از حرکت و تلاش منصرف نشوی. 

 

شب قدر است وطی شد نامه هجر سلام

فال حافظ شب وصل است و طی شد نامه هجر

اختصاصی آکاایران

سایت سرگرمی ، طنز ، جوک ، اس ام اس، معما ، تست هوش ، حکایات


 

شب وصل است و طی شد نامه ی هَجر *** سلامٌ فیه حتی مَطلَعِ الفجر
دلا در عاشقی ثابت قدم باش *** که در این ره نباشد کار بی اجر
من از رندی نخواهم کرد توبه *** وَلو آذَیتَنی بِالهَجر و الحَجر
برآی ای صبح روشندل خدا را *** که بس تاریک می بینم شب هجر
دلم رفت و ندیدم روی دلدار *** فغان از این تطاول آه ازین زجر
وفا خواهی جفا کش باش حافظ *** فَانَّ الرَّبْحَ وَ الخُسران فی التَّجر

تفسیر عرفانی
۱٫شب وصال است و دوره ی فراق به پایان رسیده و این شب تا سپیده دم سرشار از آرامش و سلامتی است شبی که عاشق به وصال معشوق می رسد، شبی سرشار از آرامش و زیبایی است.(اشاره ی به آیه ۵ سوره ی قدر).
۲٫ای دل!در کار عشق، محکم و استوار باش که در این راه، هیچ کاری بی اجر و پاداش نیست.
۳٫ای یار!حتی اگر با دوری و جدایی و منع کردن از دیدار خود مرا بیازاری، من از این رندی و لاابالی گری که شیوه ی عاشقان و آزادگان است، دست بر نخواهم داشت.عاشق واقعی از سختی ها و آزارها نمی هراسد.
۴٫ای صبح تابان و روشن وصل!به خاطر خدا طلوع کن که شب هجران را بسیار تاریک می بینم.
۵٫عاشق و شیدا شدم و دلم از دست رفت، اما روی زیبای معشوق را ندیدم.فریاد از ستم بی وفایی و از زجر فراق که بر من روا می دارد.عاشق همیشه در رنج و عذاب دوری از معشوق خواهد سوخت.
۶٫ای حافظ!اگر خواهان مهر و وفا هستی، جفای معشوق را تحمل کن.به درستی که در تجارت، سود و زیان، هر دو وجود دارد.عاشق، دوری از معشوق و سختی های این راه را عاشقانه باید بپذیرد.


 

  امروز

سه شنبه, ۱۹ آذر , ۱۳۹۸

  ساعت

۱۵:۱۰ بعد از ظهر

سایز متن   /

شب قدر است وطی شد نامه هجر سلام

تامل نخست :یك عبارت عجيبي در نهج البلاغه مولا علي وجود دارد كه براي نخستين بار با ان مواجه شدم امير المونين از رسول خدا درباره چيستي فتنه بعد از پيامبر سوالي مي پرسند و ايشان در پاسخ ويژگيهاي ان را بيان مي كنند يكي از ويژگي هاي در فتنه افتادگان در بيان علي اين است كه ((يمنون بدينهم علي ربهم و يتمنون رحمته و يامنون سطوته و يستحلون حرامه بالشبهات الكاذبه و الاهوا الساهيه )) يعني انان با دينداري خود بر خدا منت مي گذارند و رحمتش را ارزو مي كنند و از قهر و خشمش خود را ايمن مي شمارند و با شبهه هاي دروغين و هواهاي غفلت افرين حرام او را حلال مي سازند
اين عبارات بسيار تكان دهنده و قابل بحث و نشان مي دهد در اين زمانه دينداري كار سختي است
خدايا ما را در زمره در فتنه افتادگان نميران و قرارمده

تامل دوم :

شب قدر است و طی شد نامه هجر
سلام فیه حتی مطلع الفجر
دلا در عاشقی ثابت قدم باش
که در این ره نباشد کار بی اجر
من از رندی نخواهم کرد توبه
و لو آذیتنی بالهجر و الحجر
برآی ای صبح روشن دل خدا را
که بس تاریک می‌بینم شب هجر
دلم رفت و ندیدم روی دلدار
فغان از این تطاول آه از این زجر
وفا خواهی جفاکش باش حافظ
فان الربح و الخسران فی التجر

امشب اولين شب قدر است صلحا و مقربين امشب به وصال مي رسند و توبه و استغفار و انابه انها مقبول درگاه احديت واقع مي شود اما با طلوع فجر و سحر شب نوزدهم فرصت بازگشت به خداي زيبايي ها اتمام نمي يابد و شب ٢١ رمضان فرصتي است براي بازمانده ها از قافله مقربين مقبول شب نوزدهم
اما مي داني چرا شب ٢٣ رمضان بيشتر مورد توجه بوده و هست زيرا اين شب اخرين فرصت توبه و بازگشت و تصميم و اراده براي انسان شدن است و رحمت واسعه الهي در اين شب وسيع تر و فراگير تر مي شود
خدايا مبادا كه از محرومين و جاماندگان خيرات و بركات و نعمات و رحمت اين شبهاي جليل القدر باشيم و با نگاه مهربان خود ما را به راه مستقيم وصلت هدايت كن به گونه اي كه در مدرسه تربيت الهي به مقام خودسازي برسيم وبا گفتار و كردارمان زينت دين و اسلام و مكتب باشيم
امين يا رب العالمين

No related posts.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.





تمامی حقوق مطالب برای “اندیشکده خرد”محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.

طبق ماده ۱۲ فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.

شب وصل است و طی شد نامه هجر
سلام فیه حتی مطلع الفجر

دلا در عاشقی ثابت قدم باش
که در این ره نباشد کار بی اجر

من از رندی نخواهم کرد توبه
و لو آذیتنی بالهجر و الحجر

برآی ای صبح روشن دل خدا را
که بس تاریک می‌بینم شب هجر

دلم رفت و ندیدم روی دلدار
فغان از این تطاول آه از این زجرشب قدر است وطی شد نامه هجر سلام

وفا خواهی جفاکش باش حافظ
فان الربح و الخسران فی التجر

مژده باد بر شما که به زودی تلخی های روزگار تمام شده و روی خوش زندگی را خواهید دید. اگر نتیجه کارتان برای شما مهم است باید این سختی ها را تحمل کرده و با تلاش و صبوری تا آخر راه پیش بروید.

از لطف خداوند ناامید نشوید و با تمام نیرو به تلاش خود ادامه دهید و نیمه راه منصرف نشوید. اگرچه برخی دوستان بی وفایی کرده اند و برخی دیگر قصد انحراف شما را داشته اند اما خداوند همیشه نگاهش به شما بوده و هست، نگران نباشید و غم و غصه را از خود دور کنید.

برای مشاهده فال حافظ خود، ابتدا نیت کرده سپس روی دکمه زیر کلیک فرمایید :

ای حافظ شیرازی تو محرم هر رازی؛
تو را به خدا و به شاخ نبات ات قسم می دهم که هر چه صلاح و مصلحت می بینی برایم آشکار و آرزوی مرا بر آورده سازی

شب قدر هم مانند بسیاری از مضامین والای دینی از منظر نظر شاعران ما دور نمانده است. شبی که در ادبیات ما از روشن‌ترین پنجره‌های معنویت و عرفان به آن نظر شده است.

سرویس فرهنگ و ادبیات هنرآنلاین: شب قدر هم مانند بسیاری از مضامین والای دینی از منظر نظر شاعران ما دور نمانده است. شبی که در ادبیات ما از روشن‌ترین پنجره‌های معنویت و عرفان به آن نظر شده است.

همیشه نگاه به شب قدر، نگاه به شبی بوده است که انسان در وسعت بی کرانه‌اش می‌تواند به شنایی جانانه بپردازد و از هر چه سیاهی و تباهی است به درآید و برای سال آتی و سال‌های آینده ره‌توشه‌هایی مبارک و الهی برگیرد. به راستی در ساحت هیچ ادبیاتی چون ادبیات فاخر این سرزمین نمی‌توان این همه نازک خیالی‌های جانانه و وجدانگیز را از مفاهیم دینی سراغ گرفت. شاعران و ادیبان ما آنگاه که با همه وجود اشراقی خود به فهم قدر توفیق می‌یافتند و از خدای قدر برای برون شدن از وهم و حضور در فهم قدر و مراتب آن توفیق طلب می‌کردند به تبیین ذوقی این مفهوم والای دینی می‌پرداختند:


منوچهری دامغانی:

با رنگ و نگار جنت العدنی با نور و ضیاء لیلة القدری
شب قدر است وطی شد نامه هجر سلام


سعدی شیرازی:

تو را قدر اگر کس نداند چه غم شب قدر را می‌ندانند هم


حافظ شیرازی:

شب قدر است و طی شد نامه هجر سلام فیه حتی مطلع الفجر دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند واندر آن ظلمت شب، آب حیاتم دادند چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی آن شب قدر که این تازه براتم دادند


حنیف مزروعی:

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند واندر آن ظلمت شب، آب حیاتم دادند چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی آن شب قدر که این تازه براتم دادند آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است یا رب این تاثیر دولت در کدامین کوکب است تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد هر دلی از حلقه‌ای در ذکر یا رب یا رب است کشته چاه زنخدان توام کز هر طرف صد هزارش گردن جان زیر طوق غبغب است شهسوار من که مه آیینه‌دار روی اوست تاج خورشید بلندش خاک نعل مرکب است عکس خوی بر عارضش بین کآفتاب گرم رو در هوای آن عرق تا هست هر روزش تب است من نخواهم کرد ترک لعل یار و جام می زاهدان معذور داریدم که اینم مذهب است اندر آن ساعت که بر پشت صبا بندند زین با سلیمان چون برانم من که مورم مرکب است آن که ناوک بر دل من زیر چشمی می‌زند قوت جان حافظش در خنده زیر لب است آب حیوانش ز منقار بلاغت می‌چکد زاغ کلک من به نام ایزد چه عالی مشرب است


مولانا

حضرت مولانا از شاعرانی است که بارها به این مهم توجه داشته است و در یکی از اشعارش، شب قدر را شب إحیا و شب زنده داری می داند و چنین می سراید:

مهمان توام ای جان زنهار مخسب امشب ای جان و دل مهمان زنهار مخسب امشب

روی تو چو بدر آمد امشب شب قدر آمد ای شاه همه خوبان زنهار مخسب امشب

ای سرو دو صد بستان آرام دل مستان بردی دل و جان بستان زنهار مخسب امشب

ای باغ خوش خندان بی ‌تو دو جهان زندان آنی تو و صد چندان زنهار مخسب امشب

مولانا همچنین شب قدر را شب طهارت و رهایی از پلیدی‌ها می خواند:

اى مه عید روى تو، اى شب قدر موى تو چون برسم به جوى تو، پاک شود پلید من

مولانا البته شعر بلند دیگری هم در همین موضوع دارد و اینگونه می‌سراید:

امشب عجبست اى جان گر خواب رهى یابد وان چشم کجا خسپد کو چون تو شهى یابد

اى عاشق خوش مذهب زنهار مخسب امشب کان یار بهانه جو بر تو گنهى یابد

من بنده آن عاشق کو نر بود و صادق کز چستى و شبخیزى از مه کلهى یابد

در خدمت شه باشد شب همره مه باشد تا از ملاء اعلا چون مه سپهى یابد

بر زلف شب آن غازى چون دلو رسن بازى آموخت که یوسف را در قعر چهى یابد

آن اشتر بیچاره نومید شدست از جو می گردد در خرمن تا مشت کهى یابد

بالش چو نمی یابد از اطلس روى تو باشد ز شب قدرت سال سیهى یابد

زان نعل تو در آتش کردند در این سودا تا هر دل سودایى در خود شرهى یابد.

این شاعر برجسته قرن هفتم در ادامه همین شعر، شب قدر را شب خاموشی، خدمت و شیدا شدن دلهای خداجو بر می‌شمرد:

امشب شب قدر آمد خامش شو و خدمت کن تا هر دل اللهى ز الله ولهى یابد

اندر پى خورشیدش شب رو پى امیدش تا ماه بلند تو با مه شبهى یابد.

و اما این شعر مولانا هم، شعری شگرف در مفهوم شب قدر است:

حق شب قدرست در شبها نهان تا کند جان هر شبى را امتحان

نه همه شبها بود قدر اى جوان نه همه شبها بود خالى از آن

در “ترجمان القرآن جرجانی” شب قدر، شب اندازه کردن کارها ذکر شده است. صاحب ” کشاف اصطلاحات الفنون” گوید: شب قدر، شبی است با عزت و شرف که هر که در آن طاعت کند عزیز و مشرف شود.


در “التفهیم بیرونی” آمده است:

و اندر ماه رمضان لیلة القدر است، آنک جلالت او را به دهه پسین جویند و نیز گفتند به طاق‌های این دهه.

لیلة القدر شبی مهم و سرنوشت ساز است. شب نزول رحمت و برکات الهی و تعیین سرنوشت ابدی انسان‌هاست. در خصوص اهمیت این شب گفتنی است که از صدر اسلام و از عهد رسول اکرم حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله رسم بر آن بوده است که شب‌های قدر را “احیا” بگیرند و تا سپیده‌دم به آداب مخصوص آن از جمله دعا و نماز و استغفار بپردازند. در فضیلت شب قدر آمده است شبی بهتر از هزار ماه است: “لیلة القدر خیر من الف شهر.”

و به احتمال قوی این شب ارجمند یکی از شب‌های نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم ماه مبارک رمضان است.

در آیه نخست سوره مبارکه “قدر” نیز تصریح شده است به آن که قرآن کریم در شب قدر نازل شده است: ” انا انزلناه فی لیلة القدر. ”
شب قدر است وطی شد نامه هجر سلام

در “تفسیر ابوالفتح رازی” پیرامون شب قدر آمده است:

شب تقدیر است و فصل احکام و تقدیر قضایا آنچه خواهد بودن در سال از آجال و ارزاق و اقسام همه در این شب کنند و گفتند قوله “فی لیلة مبارکه ” هم این شب است.


جلوه های شب قدر در شعر کهن ایران

دکتر سید “میرجلال الدین کزازی” استاد ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی معتقد است: شب قدر در باورهای اسلامی، گرامی ترین شب سال است و در چشم خواجه ی بزرگ، شب پیوند و دست یابی به دوست شمرده می شود؛ برای نمونه در آغازینه ی غزلی، حافظ می گوید:

آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است/ یارب این تأثیر دولت از کدامین کوکب است

در این بیت حافظ آشکارا شب قدر را از نظر اهل خلوت که کنایه ای از گوشه گیران، پارسایان و درویشان است، شب بخت یاری خود دانسته است؛ شبی که در آن کام یافته است که در کنار یار باشد.

کزازی با اشاره به اینکه حافظ تنها دو یا سه بار صریحا از شب قدر در غزل های خود یاد کرده است می گوید:آن چه در این یادکردها کم وبیش همواره دیده می شود شب قدر را با شب پیوند و وصال یکی دانسته است؛ همان طور که می گوید:

شب قدری چنین عزیز و شریف/ با تو تا روز خفتنم هوس است


یا در غزلی دیگر می گوید:

در شب قدر ار صبوحی کرده ام عیبم مکن/ سرخوش آمد یار و جامی در کنار طاق بود

در این ابیات خواجه از آمدن یار که نوید پیوند و وصال است سخن گفته؛ او در واقع شبی که یار در آن به کنار و دیدار حافظ آمده است را شب قدر خوانده و در این شب به بزم و شادمانی رسیده است.

استاد ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی بیتی دیگر از خواجه شیراز را مثال می زند: حافظ در غزل “چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی/ آن شب قدر که این تازه براتم دادند” از آزمون درویشانه و نهایان گرایانه ی خود سخن گفته؛ آزمونی که زندگانی او را دگرگون کرده است و در این آزمون او توانسته است با دوست پیوند بگیرد و دیدار کند.

کزازی با اشاره به اینکه حافظ تنها دو یا سه بار صریحا از شب قدر در غزل های خود یاد کرده است می گوید:آن چه در این یادکردها کم وبیش همواره دیده می شود شب قدر را با شب پیوند و وصال یکی دانسته است.

دکتر کزازی می گوید: اگر در بیت هایی از حافظ که در آن ها از شب قدر سخن رفته است، باریک بیاندیشیم و درنگ کنیم، می بینیم که در همه ی آن ها به گونه ای شب قدر برابر شمرده شده است با شب پیوند و وصال در چشم رهرو درویش خداجوی که می خواهد خداخوی شود و آرمان برترین آرزو آن است که بتواند به دوست راه ببرد.

راه بردن به دوست برابر با رفتن و گسستن از خویش است؛ زیرا تا هنگامی که(من) برجاست جایی برای (او) نیست؛ هنگامی که (او) آمد (من) به ناچار رخت خواهد بربست. از آن جاست که در چشم خواجه نیز شب قدر که گرامی ترین شب سال است، شبی است که بنده در آن بتواند از خود برهد و با دوست پیوند بگیرد.


نگاه سعدی به شب قدر، سنتی نیست

کورش کمالی سروستانی، پژوهشگر و رئیس مرکز سعدی شناسی شیراز با بیان اینکه ماه رمضان، روزه و شب قدر فضایی را برای ارائه دیدگا ه های شاعران بزرگ ما درباره توحید، خداوند و وصل و فراق فراهم می کند، می گوید: سعدی در بوستان، گلستان و غزلیات خود به شب های قدر پرداخته و در جاهایی دیدگاه وی نسبت به شب های قدر فراتر از نگاه سنتی است. کمالی سروستانی می افزاید: در دیدگاه سنتی شب قدر زمانی است که تقدیر و سرنوشت بشر رقم می خورد، ولی سعدی فراتر می رود و ارزش شب قدر را خیلی بالاتر از این می داند که در این ابیات آورده است که:


اگر شب ها همه قدر بودی/ شب قدر بی قدر بودی


و در جای دیگری می گوید:

تو را قدر اگر کس نداند چه غم/ شب قدر را می ندانند هم

تمامی حقوق این سایت متعلق به
هنرآنلاین
است و استفاده از آن با ذکر منبع منعی ندارد

شب قدر است وطی شد نامه هجر سلام
شب قدر است وطی شد نامه هجر سلام
0

بیشتر بخوانید بیشتر بدانید  شب قدر است و

Related posts

Leave a Comment

ml>