روانشناسی کسب و کار

چگونه علایق کاری خود را بشناسیم؟

چگونه علایق خود را بشناسیم

یکی از سخت ترین مسائلی که می تواند زندگی افراد را تحت الشعاع قرار دهد انتخاب و تصمیم گیری است. تقریبا تمام افراد زمانی که پای انتخاب به میان می آید دست و پای خود را گم می کنند و نمی دانند چطور باید بهترین انتخاب را داشته باشد که بعدا با مشکل مواجه نشوند. مخصوصا زمانی که انتخاب ها با علایق مرتبط باشند قطعا این کار سخت تر از مواقع دیگر خواهد بود، چون اکثر افراد با علایق خود به درستی آشنایی ندارند برای همین نمی دانند در انتخاب های خود چه چیزی بیشتر با علایقشان جور خواهد شد و چطور علایق می تواند در انتخاب آن ها لحاظ شود.

شاید شما هم از آن دسته از افراد باشید که دقیقا نمی دانید به چه چیزهایی علاقه دارد و نمی دانید انتخاب هایتان باید با توجه به چه چیزی انجام شود. در نظر گرفتن علایق چیزی است که همه ی ما بارها آن را شنیده ایم ولی کمتر به این موضوع پرداخته می شود که واقعا به چه چیزی علاقه داریم و چگونه باید این علایق را به روش درستی تشخیص دهیم تا بتوانیم به موفقیت فردی در زندگی دست پیدا کنیم.

دوستان عزیز سایت پرورش افکار با روش هایی که در این مطلب به آن می پردازیم، می توانید تا حد زیادی با علایق خود آشنا شوید و در زمان های مختلف از آن ها در انجام کارهایتان استفاده کنید. در صورتی که علایقتان را به خوبی شناسایی نکنید قطعا راه رسیدن به موفقیت برایتان بسیار سخت خواهد بود و به سختی می توانید خود را برای رسیدن به موفقیت آماده کنید. بنابراین برای شناسایی علایق خود بهتر است هرچه زودتر تلاش خود را آغاز کنید و خود را برای رسیدن به موفقیت در زندگی فردی آماده کنید. چگونه علایق کاری خود را بشناسیم

 

شناخت چشم انداز مناسب

با شناخت چشم انداز مناسب چطور علایق خود را بشناسیم. اولین قدم برای شناخت علایق می تواند داشتن چشم انداز قوی و مسیری مشخص برای رسیدن به هدف باشد. باید در زندگی خود تلاش کنید تا هر چه سریع تر با علایقتان آشنایی پیدا کنید و به درک درستی از خودتان برسید. زمانی که از چشم انداز مناسبی در زندگی خود برخوردار باشید، می توانید به راحتی علایقتان را شناسایی کنید و از این مطمئن باشید که از یک سری چیزها در زندگی خوشتان می آید و با رغبت بعضی از کارها را انجام می دهید.

داشتن دید منفی و نداشتن تعریف صحیحی از زندگی باعث می شود تا نتوانید به راحتی علایق خود را شناسایی کنید و تصور کنید به هیچ چیزی در زندگی تان علاقه ندارید. در صورتی که داشتن یک هدف مشخص می تواند به شما کمک کند تا با انرژی هرچه تمام تر به فعالیت های بپردازید و به علایق خود بهتر پی ببرید. با این کار راحت تر علایقتان را شناسایی خواهید کرد و به هدفتان دست پیدا کنید.

یکی از اشتباه ترین کارها در یافتن علایق این است که دائم به خودتان تلقین کنید به هیچ چیزی علاقه ندارید! این کار ممکن است شما را به فردی بی انگیزه و ضعیف تبدیل کند که نتواند علایق خود را پیدا کند. باید در همه ی فرصت های زندگی تان تلاش کنید تا علایق خود را کشف کنید تا به موفقیت فردی در زندگی دست پیدا کنید.

باید تا جایی که ممکن است در همه ی فعالیت هایتان به علایقتان توجه داشته باشید و بدانید دقیقا انجام چه کاری حال شما را خوب خواهد کرد. یکی از مهم ترین راهکارها در پیدا کردن علاقه این است که با افراد با انگیزه رفت و آمد کنید، این افراد می توانند دیدتان را به زندگی به طرز اعجاب انگیزی تغییر دهند چون افراد با انگیزه در همه ی لحظات زندگی خود در حال پرداختن به کارهایی هستند که از آن لذت می برند.

 

شناسایی مسائل عمقی علایق

بعد از این که توانستیم حداقل چند مورد از علایق و چیزهایی که دوست داریم را شناسایی کنیم باید بتوانیم به لایه های عمیق آن دست پیدا کنیم. مثلا در صورتی که تمایل به انجام ورزش های حرفه ای و ادامه ی آن در سطح های بالا دارید باید بدانید چه چیزی باعث شده تا این علاقه در شما رشد پیدا کند و به این سطح برسد؟! باید قبل از این که به مسائل عمیق فکر کنید از علایق خود به طور کامل آگاهی پیدا کنید و به صورت دقیق آن ها را شناسایی کنید.

باید این نکته را بدانید که در پشت هر علاقه ای چند عامل پنهان وجود دارد که باید به شناسایی آن ها بپردازید، مثلا اگر علاقه به ورزش حرفه ای را موردبررسی قرار دهید خواهید دید در پشت این علاقه قطعا میل به افزایش قدرت و یا معروفیت و گزینه های دیگری وجود خواهد داشت. البته در تمام افرادی که ورزش را به صورت یک حرفه انجام می دهند این علایق پنهان وجود نخواهد داشت بلکه از هر فردی تا فرد دیگر می تواند تفاوت بسیار زیادی داشته باشد.

شناسایی علایق کاری نیست که به راحتی صورت بگیرد و شما باید تا جایی که ممکن است علایقتان را به صورت عمقی موردبررسی قرار دهید، باید عواملی که در ایجاد این علاقه در وجودتان دخیل بوده اند را پیدا کنید تا با استفاده از آن ها بتوانید سایر علایقتان را هم پیدا کنید. عمدتا داشتن یک علاقه ی منحصر به فرد در یک فرد می تواند علایق دیگری را نیز در او آشکار کند که با بررسی های دقیق تر می توان به وجود این علایق دست پیدا کرد و به موفقیت فردی در زندگی رسید.

 

جمع کردن همه علایق در یک جا

با جمع کردن همه علایق در یک جا چگونه علایق خود را بشناسیم. جمع کردن همه ی علایق در یک جا می تواند به شما کمک کند تا علایق مختلف خود را به راحتی شناسایی کنید. در ابتدا باید بتوانید همه علایقتان را شناسایی کنید و بعدازآن همه ی آن ها را در نقطه ای یکسان جمع کنید، این کار باعث خواهد شد تا بتوانید از ارتباطات این موارد با یکدیگر آگاهی پیدا کنید. قطعا در ابتدا یافتن ارتباط میان چند مورد مختلف می تواند برایتان بسیار سخت و گیج کننده باشد، ولی با تفکر بیشتر روی علایق خود قادر خواهید بود ارتباط علایق مختلف را به راحتی پیدا کنید.

مثلا ممکن است فردی باشید که از موسیقی و ورزش لذت می برد و به حمایت از حیوانات علاقه ی بسیاری داشته باشد و نتوانید بین این علایقتان ارتباطی پیدا کنید، ولی بدانید همین علایق هستند که رفتار شما را خواهند ساخت و در بین تمام این علاقه ها می توانید عامل مشترکی را پیدا کنید، این گونه قادر خواهید بود به موفقیت فردی در زندگی دست یابید.

 

تمایز میان علایق و سرگرمی ها

یکی از مهم ترین نکات در پرداختن به علایق این است که فرد بتواند میان علایق و سرگرمی هایش تمایزی قائل شود. باید بدانید بسیاری از چیزها ممکن است در گروه علایقتان قرار بگیرند ولی نتوانید مثلا آن ها را در زمینه های حرفه و برای کسب و کارتان به کار بگیرید. مثلا ممکن است در اوقات فراغت خود به نقاشی بپردازید و از این کار لذت ببرید، ولی اگر بخواهید از آن به عنوان کسب درآمد استفاده کنید و با استفاده از آن کسب و کاری را راه اندازی کنید، قطعا ممکن است با علایقتان فاصله پیدا کنید و لذتی که برایتان داشته از بین برود.

قبل از این که سرگرمی های خود را به کسب و کار تبدیل کنید باید بدانید ممکن است یک سری از عوامل موجود در سرگرمی تان تغییر کند تا بتوانید به راحتی از آن درآمد کسب کنید. مثلا ممکن است لازم باشد قسمتی از کارتان را بنا بر سلیقه ی مشتری تغییر دهید به صورتی که از انجام آن لذت نبرید و موردپسندتان نباشد یا لازم باشد برای سرعت بخشیدن به کارتان مقداری از کیفیت کارتان را بکاهید.

 

افزایش شجاعت

یکی از نکاتی که همواره باید به آن توجه کنید این است که گاهی افراد به تنبلی عادت می کنند و نمی توانند به راحتی با چالش هایی که در زندگی شان به وجود می آید روبه رو شوند. در این مواقع قطعا لازم است افراد تا جایی که لازم است سبک زندگی خود را تغییر دهند و ترس های بیهوده را از خودشان دور کنند. باید تا جایی که ممکن است شجاعت را در همه ی قسمت های زندگی خود به کار گیرند تا بتوانند به علایق خود بیشتر از همیشه توجه کنند تا به موفقیت فردی در زندگی دست یابند.

 

پیدا کردن و دنبال کردن علایق واقعی تان اینقدرها هم ساده نیست. درون آدم ها شبیه به یک اقیانوس است، اقیانوسی شگفت انگیز و پر رمز و راز. باید تمام قدرت، زمان و تلاش تان را به کار ببرید تا اقیانوس درون تان را عمیقا کاوش کنید. باید عمیق و عمیق تر بروید. همین که به تهِ اقیانوس وجودتان می رسید، می بینید دیگر رازی وجود ندارد و همه چیز واضح است. تمام چیزهایی که باید راجع به باطن تان بدانید را کشف کرده اید. البته این کار سختی است. در این مقاله خواهید دید چطور می‌شود علایق واقعی‌تان را بشناسید و آنها را دنبال کنید.

چگونه علایق کاری خود را بشناسیم

سال‌ها پیش کتابی را مطالعه می کردم و سعی داشتم از روی دستورالعمل هایش علایق ام را پیدا کنم. همه چیز خوب پیش می رفت تا به جایی رسیدم که باید روحم را کاوش می کردم، یک باره حالم بد شد و دل درد گرفتم، همه ی اینها به خاطر آشفتگی های درونم بود.

معده ام اسیدی شده بود. به خاطر فکر کردن به جواب سؤال هایم، استرس خیلی زیادی داشتم و نمی توانستم با آن کنار بیایم. اما چرا؟ وقتی متوجه شدم نمی دانم به کجا می خواهم بروم و از خودم چه می خواهم حسابی عصبانی می‌شدم. بیست‌ و‌ چند سال از زندگی ام گذشته بود و در مسیرم گم شده بودم.

بعد از مدتی متوجه شدم ایراد کار کجاست، وقتی ۱۹ سالم بود می دانستم چه می خواهم، اما من بزرگ شده بودم و علایقم هم رشد کرده بود. طبیعتا نیازهایم هم متفاوت بودند. نمی توانستم تفاوت بین نیازهای طبیعیِ فعلی و علایق قدیمی‌ام را تحمل کنم.

اگر شما هم، چنین تجربه ای دارید و جایی در زندگی تان گیر افتاده اید، این مقاله را تا انتها بخوانید، چون احتمالا به شما کمک خواهد کرد.

برای یافتن و دنبال کردن علایق واقعی تان باید سخت تلاش کنید، اگر قلب تان ضعیف است، کلا دورش را خط بکشید! برای پیمودن این مسیر باید شجاع باشید و ترس‌ها، نگرانی ها و تردیدهای سر راه تان را دور بریزید. شاید پیمودن این مسیر آسان نباشد، اما من دوست دارم آن را طی کنم. چون فکر می کنم تنها راهی است که می‌توانم با پیمودنش خوش حال و راضی باشم.

در این مقاله سؤالاتی را خواهید دید که به شما کمک می‌کنند مسیر دلخواه‌تان را بیابید و آن را دنبال کنید. این پرسش‌نامه مثل یک جلسه ی کوتاه آموزشی است؛ می توانید از این پرسش ها برای انجام هرکاری استفاده کنید و فقط مختص پیدا و دنبال کردن علایق نیست.

قبل از شروع، قلم و کاغذی آماده کنید تا جواب هر سؤال را یادداشت کنید. این کار به شما کمک می کند بر ترس‌ها و تردید های‌تان غلبه کنید. همیشه به یاد داشته باشید برای عمل کردن و گام برداشتن، لازم نیست حتما علایق تان را بشناسید. معمولا این فقط بهانه‌ای است برای ساکن ماندن و تغییر نکردن. وقتش که برسد، علایق‌تان شما را پیدا می‌کنند! موقع جست‌وجو برای پیدا کردن شان، هر کاری که لازم است انجام دهید، منتظر نمانید.

بیشتر بخوانید بیشتر بدانید  چگونه باد شکم را درمان کنیم؟

این یک سؤال اساسی و بسیار مهم است. بایدها و نباید ها را کنار بگذارید. آنچه جامعه، والدین یا دوستان تان از شما می‌خواهند را کاملا فراموش کنید. چیزی که شما را زنده نگه داشته چیست؟ چه چیزی آتش درون تان را شعله‌ور می‌کند؟

اولین بار این سؤال را از مایکل نیل (Michael Neil)، مربی‌ای که شهرت جهانی دارد، شنیدم. اولِ کار، ذهنم را کاملا منجمد کرد، اما وقتی صبر کردم تا ترسم فروکش کند، قدرت فوق العاده ی این سؤال را درک کردم. روی این سؤال وقت بگذارید و پاسخ تان را بنویسید. این سؤال برای تان روشن می کند که چه چیزی شما را در همین لحظه خوشحال می کند، حتی اگر در آینده به هدف خاصی منجر نشود.

چه چیزی شما را از یافتن و دنبال کردن علایق یا رؤیاهایتان منع می کند؟ تا به‌حال چه چیزی سر راه تان ایستاده است؟ آن را می شناسید؟

این یک سؤال تعیین کننده است چون روش حل بقیه ی سؤالات را تعیین می کند. اگر ندانید چه چیزی مانع حرکت تان است، چطور می‌توانید از آن عبور کنید؟

سر رشته ی کار را از سؤال شماره ی ۳ بگیرید و عمیق تر بروید. اگر ترسیده اید، از خودتان بپرسید که دقیقا از چه می‌ترسید؟ وقتی برای اولین بار متنی را نوشتم، از اینکه مردم نوشته ام را نپسندند یا کارم قابل قبول نباشد، خیلی می‌ترسیدم.

جواب سؤال شماره ی ۳ را در ذهن تان بیاورید. بیایید با همان مثال ترس ادامه بدهیم. باید از خودتان بپرسید که ترس چطور از پیشرفت تان جلوگیری می کند؟

در مورد خودم ترس مرا گیج، دست پاچه و مضطرب می کرد. این حس مرا فلج کرده بود و باعث می شد در ذهنم داستان‌های نا امید کننده ای ببافم که مانع حرکتم می شد.

وقتی می خواهید چیزی که مانع پیشرفت‌تان است را پیدا کنید، به‌جای یک مانع به یک فرآیند می رسید. ممکن است ترس به تصویری ذهنی یا حسی در بدن تان تبدیل شده باشد. یک‌عالمه راه‌حل برای این مشکلات وجود دارد، می‌توانید طرز فکرتان را در مورد ترس عوض کنید یا احساس بدی که نسبت به آن دارید را از بین ببرید.

بیایید دوباره همان ترس را در نظر بگیریم: ترس چطور مانع این می‌شود که علاقه و رویای خود را بیابید؟

اگر می ترسید که خودتان رؤیاهایتان را خراب کنید، باید با خودتان کنار بیایید. اگر هم از آنچه مردم در موردتان فکر می کنند می ترسید، باید بگویم که این طرز تفکر شماست که ترسناک است، چون خودتان، خودتان را می‌ترسانید. همه ی این موارد در درون تان اتفاق می افتد نه بیرون و شما می توانید با وجود حس ترس به سمت جلو حرکت کنید.

در مورد خودم، اگر همه ی مشکلاتم همین الان حل می‌شدند، من شجاع تر و پر جنب و جوش تر می‌شدم و خودم و دستاوردهایم را به سطح بالاتری ارتقا می‌دادم.

شاید خنده‌دار به نظر برسد اما من همین حالا هم دارم این کارها را انجام می‌دهم.

حالا برگردیم به اصل سؤال. وقعا ببینید اگر هیچ مشکل، دغدغه یا ترسی نداشتید، «شما» چه کار می کردید؟

از انجام دادن چه کارهایی لذت می برید؟ من وقتی شروع کردم برایم واضح بود. من عاشق رشد و توسعه ی فردی و کسب و کار آنلاین بودم. زندگی‌ام حول این دو مورد می چرخید و هنوز هم همین طور است. هر چیزی را که بتوانم می‌خوانم، گوش می کنم و … . ولی قبل از اینکه کارم را شروع کنم به خودم ایمان نداشتم. آخر سر متوجه شدم که برای شروع لازم نیست به خودم باور داشته باشم، کافی است شروع کنم.

بعضی از مردم علایق شان را زنده‌به‌گور کرده اند. یا کسی به آنها گفته که رسیدن به رؤیاهایشان غیرممکن است یا خودشان این طور فکر می کنند. اگر شما هم یکی از این افراد هستید به گذشته تان نگاه کنید. از انجام دادن چه کارهایی لذت می بردید؟ چه چیزی به زندگی تان شور و هیجان، هدف و تکامل می بخشید؟

خیلی از افرادی که به مشاور مراجعه می کنند، معتقد هستند که نمی دانند چه می خواهند و اگر از آنها بپرسید: «این را از کجا می دانید؟» کاملا گیج می شوند چون هیچ وقت به آن فکر نکرده اند. این سؤال روزنه های جدیدی را در ذهن شان باز می کند. شاید آنها بگویند: «چون این طور حس می کنم.» و شما ‌می‌توانید بپرسید: «که اینطور، خب تا حالا شده که احساسات تان اشتباه باشند؟» این سؤال، آغاز کار است. من به شما توصیه می کنم این سؤال را از خودتان بپرسید، چون هر آنچه از نظر شما درست است الزاما همیشه درست نیست و این تنها «باور» شماست.

اگر علایق تان را نمی شناسید، از خودتان بپرسید که چطور خود شما مانع پیدا کردن علایق تان می شوید یا چطور به هر نحوی، مانع اقدام هستید؟

چه کار می کنید که باعث می شود علایق تان را نشناسید و اینکه چه کار باید انجام بدهید تا آنها را کشف کنید؟ این کار در مورد دنبال کردن علایق تان هم جواب می دهد. چطور خودتان مانع پیشرفت تان می شوید و چطور می توانید این موانع را دور بزنید؟

این یکی خیلی جالب است. فرض کنید قرار است به من یاد بدهید چطور می توانم علایقم را پیدا نکنم یا چطور به سراغ آنها نروم یا هر چیز دیگری که مانع تان است، چطور این کار را انجام می‌دهید؟

فرآیند این اشتباهات را بنویسید. وقتی از کلِ آن آگاه شوید، می بینید تمام این مشکلات از مراحل مختلفی تشکیل شده‌اند که واقعا مسخره به نظر می آیند. این کار به شما کمک می کند که هر بار، سَر و‌ کله ی این مشکلات پیدا شد آنها را دم حجله بُکشید.

اغلب مردم فکر می کنند که هیچ وقت علایق شان را نشناخته اند، اما واقعیت این است که آنها همیشه به خود دروغ گفته‌اند. برای همه ی ما حداقل چند مرتبه شده است که لحظاتی و در حین انجام برخی کارها از زندگی لذت ببریم. علاقه ی شما حتما نباید یک مورد خاص باشد. می تواند جاری بودن و لذت بردن از همین لحظه ها باشد.

خیلی سخت نگیرید!

از کجا می‌توانید بفهمید که به درستی علاقه تان را شناسایی و مسیر رسیدن به رؤیاهایتان را انتخاب کرده اید؟

چه نشانه های داخلی یا خارجی ای وجود دارد؟ این یک سؤال خیلی خوب است که برای تان روشن می کند که چطور می‌توانید بفهمید به هدف واقعی تان دست یافته اید یا حتی در مسیر درست قدم برمی‌دارید. چگونه علایق کاری خود را بشناسیم

 

این نسخه‌ای دیگر از سؤال ۱۵ است. چه چیزی در زندگی تان باید تغییر کند تا حس کنید یک معجزه اتفاق افتاده است؟

اگر با پیدا کردن علایق تان مشکل دارید، برای اینکه آنها را کشف کنید چه چیزهایی باید تغییر کند؟

فکر کنید «سوپرمن» یک معجون جادویی به شما داده که از شکست خوردن جلوگیری می کند. با آن چه کار می کردید؟

یک کتاب می نوشتید، وبلاگ نویسی می کردید، در جمع سخنرانی می کردید یا در کوچه و خیابان مردم را بغل می کردید؟

این راهی عالی است تا عمیق تر کاوش کنید. وقتی علایق تان را پیدا کردید چه کار می‌کنید؟ وقتی زندگی رؤیایی‌تان را تجسم کردید، چه کار می کنید؟ چیزی هست که آن را به تعویق انداخته باشید؟ خیلی از مردم فکر می کنند اگر اهداف را نشناسند یا علایق شان را پیدا نکنند، نمی توانند کارهایی که واقعا دوست دارند را انجام دهند.

اما در حقیقت آنها به خودشان دروغ می گویند. آیا شما هم همین طور هستید؟

اگر شما فقط وانمود می‌کردید که می دانید علایق تان چیست، چه کار می کردید؟

اگر وانمود می کردید که این موضوع برای تان واضح است، قدم بعدی تان چه بود؟ این یک سؤال مهم است که باعث می‌شود هر چیزی که به آن ایمان ندارید را کنار بگذارید و به شما اجازه می‌دهد در مورد دست‌یافتنی‌ها، رؤیا‌پردازی کنید.

اگر مجبور نبودید برای لذت بردن از زندگی تان علایق تان را بشناسید چه اتفاقی می افتاد؟

من در مورد به‌دست آوردن چیزهای تازه، صحبت نمی کنم. شما از قبل هر چیزی که برای شاد بودن، لذت بردن و رضایت داشتن لازم است را داشته اید.

سوالم این است: اگر تحقیق را رها کنید، بیرون بروید و تفریح کنید چه می شود؟

 

چه چیزی شما را زنده نگه داشته است؟

 

در مورد من، کمک کردن به مردم برای غلبه بر محدودیت هایی که با آنها دست‌و‌پنجه نرم می کنند، پیدا و دنبال کردن علایق‌شان و کسب درآمد از کاری که دوستش دارند، خیلی مهم است.

این یک سؤال عالی است! هر چه دل تنگ تان می خواهد بنویسید.

صورت سؤال را بالای یک برگه ی سفید بنویسید و هر چیزی که در عرض ۳۰-۲۰ دقیقه به ذهن تان می رسد (هر چقدر هم به دردنخور باشد اشکالی ندارد) روی آن بنویسید و نتیجه اش را ببینید.

این سؤالی است که عمیقا شما را به سمت آنچه می خواهید هدایت می کند. این سؤال را بارها و بارها از خودتان بپرسید تا به جایی برسید که فراتر از مرز کلمات است.

یکی از مراجعه کنندگان به مراکز مشاوره در پاسخ به این پرسش دنباله ی زیر را نوشته است:

کمک کردن به مردم >> درآمد خوب و آسان >> تحقق یک رؤیا >> شناخته شدن >> احساس کمال و شادی

درنهایت، چیزی که او واقعا می خواست احساس کمال و شادی بود. او به این نتیجه رسید که قبلا هم به کمال رسیده و شاد بوده است. پس قبلا به چیزی که همیشه می خواسته رسیده است. این بهترین جایی است که می توان کار را شروع کرد.

اگر تا ۵، ۱۰ یا ۲۰ سال بعد، علایق تان را پیدا و دنبال نکنید، زندگی تان چه شکلی می شود؟

خوشحال خواهید بود؟ از اینکه هیچ کاری نکرده اید افسوس می خورید یا مشکلی ندارید؟

اغلب مردم افسوس می خورند، من می دانم یکی از آنها خواهم بود. به همین دلیل است که با وجود تمام وحشتی که دارم، همین الان شروع می کنم.

اگر همین امروز شروع کنید زندگی تان چه شکلی خواهد بود؟ زندگی تان ۵، ۱۰ یا ۲۰ سال بعد چطور خواهد بود؟ آیا راضی، خوشحال و کامل خواهید بود؟

همچنین به یاد داشته باشید این اصلا به این معنی نیست که باید در آینده شاد باشید و به زمان حال فکر نکنید. باید کاری انجام بدهید که آن را دوست دارید و در عین حال، هم الان و هم در آینده از آن لذت ببرید.

 

آخرین سؤال این است که همین الان چه کار می توانید انجام بدهید؟ اگر هنوز در مورد علایق تان شک دارید، همین الان چه کار می توانید انجام دهید تا به شناخت آنها نزدیک تر شوید؟

اگر هم علایق تان را می شناسید، برای دنبال کردن آنها چه کار می توانید انجام بدهید؟

برای داشتن یک زندگی پر شور و هیجان، باید اقدام کنید.

بیایید یک جمع بندی داشته باشیم. این مقاله ی سنگینی است، چون اگر قدم‌به‌قدم جلو آمده اید و پاسخ ها را یادداشت کرده اید، حتما چیزهایی را در مورد خودتان کشف کرده اید که قبلا نمی دانسته اید.

اگر این مقاله را خوانده اید اما چیزی یادداشت نکرده اید، حتما به عقب برگردید و این کار را انجام دهید.

اگر هنوز هم نمی خواهید این کار را انجام دهید، پس شما انتخاب کرده اید که همین جایی که هستید بمانید و تا زمانی که خودتان با این موضوع مشکلی ندارید برای هیچ‌کس اهمیتی نخواهد داشت.

اگر هم منتظر یک معجزه هستید، لطفا این کار را نکنید، چون درنهایت شما تنها کسی هستید که می توانید زندگی رؤیایی‌تان را خلق کنید.

برگرفته از:

هرکسی استعدادی دارد. شاید استعداد شما پاشیدن شیر از دماغتان باشد…اما هرچه که باشد این هم استعدادی است. و تقریباً از همه استعددها می شود پول درآورد. کلید کار این است که آن استعداد پنهانتان را پیدا کنید و بعد آنرا به شکل یک بیزنس دربیاورید. متاسفانه خیلی ها در آن قسمت پیدا کردن استعداد درجا می زنند. به همین خاطر در این مقاله ۵۵ راه برای پیدا کردن استعدادهای پنهانتان معرفی می کنیم تا کار برایتان ساده تر شود.

بیشتر بخوانید بیشتر بدانید  چگونه خواب ترسناک ببینیم؟

۱٫ متاسفم، هیچ بهانه ای پذیرفته نیست.

 

اول ببینید که با پیدا نکردن استعدادهایتان چه منافعی نصیبتان می شود. مثلاً فرض کنید که شدیداً از امتحان کردن چیزهای جدید واهمه دارید چون ممکن است عمل نکند، پس اجازه ندادن به شکوفایی استعدادتان بهانه ای برای عدم موفقیتتان است. شاید هم راحت ترید که مشکلاتتان (خستگی، بی پولی) را گردن کسان دیگر یا چیزهای دیگر بیندازید؟

چگونه علایق کاری خود را بشناسیم

 

وقتی بفهمید که با نشناختن استعدادهایتان چه چیزی عایدتان می شود آنوقت خیلی راحت تر می توانید آن عقاید و باورهای قدیمی درمورد خودتان را دور بریزید و به سمت ایده های جدید گرایش پیدا کنید.

۲٫ از سر ناچاری کوزه نقاشی کنید.

 

من استعداد پنهانم را با نقاشی کردن کوزه در ۱۹۹۸ پیدا کردم که می خواستم برای ۸۰ طعم مختلف چای روی کانتر آشپزخانه ام ظرف های مخصوص داشته باشم.  تا حالا ۵۰۰۰ کوزه شیشه ای نقاشی کرده ام که هیچکدام شبیه هم نیستند و بیشتر آنها را هم یا فروخته ام یا هدیه داده ام.

۳٫ آینه، آینه روی دیوار

 

به چیزهایی فکر کنید که به طور طبیعی انجام می دهید و بقیه می گویند، “کاش می توانستم من هم اینکار را به خوبی تو بکنم”. اینکار را همان استعداد ذاتی خود بدانید و در آینه نگاهی به خودتان بیندازید و خودتان را به خودتان معرفی کنید و مثلاً بگویید: “سلام، من آدریان گارلند هستم و میتوانم زندگی شما را ساده تر کنم”. و مطمئنم که دقیقاً همان احساس را پیدا خواهید کرد.

۴٫ بقیه قبل از شما آنرا می بینند

 

یک راه برای کشف استعداد پنهانتان این است که با رویی باز با ایده های جدید برخورد کنید—حتی اگر احمقانه به نظر برسند. سالیان سال کارمندان و ارباب رجوع هایی که در محل کار به من مراجعه می کردند می گفتند که من معلم خیلی خوبی می شوم. من هیچوقت این ایده را جدی نگرفتم چون فکر می کردم اصلاً با درس دادن راحت نیستم. در سال ۱۹۹۴ موضوعی پیدا کردم که شدیداً به آن علاقه داشتم—شکلات—و الان از درس دادن لذت می برم چون برایم مثل تفریح است و شباهتی به کار ندارد.

۵٫ نقاط قوتتان را پیدا کنید

 

بهترین راه برای پیدا کردن نقاط قوت یا استعدادهای پنهانتان این است که تست آنلاین کتاب “توانایی هایتان را کشف کنید” (Now, Discover your strength) نوشته مارکیز بوکینگهام را انجام دهید. این تست آنلاین استعدادهای پنهانتان را به شما نشان می دهد.

۶٫ توانایی هایتان را قدرت بدهید.

 

کتاب پیدا کردن استعداد ۲ نوشته تام راث ۲٫۰) (SrengthFinder را بخوانید. ارزشیابی های آنرا انجام دهید و به پیامهایی که می دهد توجه کنید.

۷٫ دنبال غریزه تان بروید

 

هر چیزی که بیشترین رضایت فردی را به شما می دهد به احتمال خیلی زیاد همان استعداد ذاتی شماست.

۸٫ هرکاری که دوست دارید بکنید.

 

بهترین راه برای کشف استعداد پنهان این است که فکر کنید به چه کارهایی علاقه دارید. چه کاری را همیشه دوست داشتید انجام دهید اما تا حالا اقدام نکرده اید؟ کدام کار که دیگران انجام می دهند را می بیند و دوست دارید که شما هم می توانستید آنکار را بکنید. مهمترین نکته در کشف استعداد این است که به کارهایی فکر کنید که دوست دارید.

۹٫ در کلاس های Improv شرکت کنید

 

 کلاس های Improv شمار ا ترغیب می کند فکرتان را به ژانرهای مختلف معطوف کنید: مثل سینما، کشورها، لهجه ها، دوره های زمانی و … آنوقت همانی می شوید که برای آن صحنه لازم است: مثلاً یک خارجی، یک اشراف زاده قرن هجدهم، یک راننده تریلی ۶۰ ساله، یک دختربچه ۵ ساله و … می شوید. صداهای مختلف از خودتان دربیاورید، مدل های مختلف راه بروید، برقصید، آواز بخوانید. خودتان را روی صحنه به چهره ها و شخصیت های مختلف تبدیل کنید و مطمئن باشید که با این راه پی به خیلی از علایق پنهان خود می برید.

۱۰٫ خوب گوش کنید

 

اگر خوب گوش کنید مردم خیلی چیزها درمورد خودشان می گویند. همیشه برای استخدام کردن کسی، دوستیابی یا هر بیزنسی کمی درمورد پیشینه افراد تحقیق کنید.

۱۱٫ توصیه الینور روزولت را دنبال کنید

 

“کاری را بکنید که بیشتری واهمه را از آن دارید:. این جمله را دنبال کنید و مطمئن باشید که به پیدا کردن استعداد پنهانتان کمک می کند.

۱۲٫ همه چیز را امتحان کنید

 

وقتی دست به هر کاری بزنید مطمئن باشید که استعداد پنهانتان خواه ناخواه پدیدار می شود. فقط باید زود بفهمید که در کدام کارها استعداد ندارید و سریعاً آن را کنار گذاشته و وقتتان را هدر ندهید.

۱۳٫ قلمرو آسایش مانع رشدتان می شود

 

بهترین راه برای پیدا کردن استعدادهای پنهان این است که کارهایی کاملاً جدید و ترسناک انجام دهید. چتربازی را امتحان کنید، در رستوران زیر آواز بزنید، برای دیدن مکانی بروید که هیچ چیز درمورد آن نمی دانید، برای یک مرکز بحران داوطلب شوید، در رشته ای تحصیل کنید که هیچ چیز از آن نمی دانید. دیوارهای قلمرو آسایشتان را بشکنید و مطمئن باشید که بااینکار چیزهایی در خودتان پیدا میکنید که هیچوقت فکرش را هم نمی کردید.

۱۴٫ خلاق باشید

 

هر روز ۳-۲ دقیقه ازوقت آرامشتان را برای فکر کردن روی یک پروژه یا ایده ای که روی آن کار می کنید اختصاص دهید. برای اینکار به خودتان وقت و فضا بدهید. اگر حواستان پرت می شود نت برداری کنید. هدف این است که اجازه بدهید فکرتان سرگردان شود. همه ما می دانیم که بهترین ایده ها زمانی به فکرمان خطور می کنند که به هیچ چیز خاصی فکر نمی کنیم. پس بنشینید، آرام باشید و فقط فکرتان را سرگردان کنید و مطمئن باشید که ایده های بسیار خلاقانه و جدیدی به ذهنتان می رسد و باعث می شود به دنیا از یک دریچه تازه نگاه کنید.

۱۵٫ گوش کنید

 

به حرفهای کسانی که می شناسید گوش کنید. شاید ندانید که چه کارهایی را می توانید خوب انجام دهید اما آنهایی که می شناسید حتماً می دانند. دفعه بعد که کسی چیزی درموردتان به شما می گوید، از آن سرسری نگذرید، آن کار را دنبال کنید.

۱۶٫ وقتی بچه بودید می دانستید

 

 به یاد بیاورید که وقتی در زمان کودکی (قبل از هفت سالگی) با خودتان بازی می کردید چه تخیلاتی داشتید. این شما را به هدف روحتان می رساند. آیا آنموقع وانمود می کردید که معلم هستید، یا همیشه چیزهایی می ساختید، یا برای عروسک هایتان لباس می دوختید، یا به مداوای حیواناتتان می پرداختید؟ باید به یاد بیاورید که موقع تنهایی در آن سنین که تحت تاثیر هیچ کسی نبودید و خود درونیتان بسیار پررنگ تر از ذهن آگاهتان بوده، درمورد چه چیزهایی خیالپردازی می کردید.

۱۷٫ آیا واقعاً پنهان است؟

 

من فکر می کنم گاهی اوقات استعدادهای پنهان ما چندان هم پنهان نیستند. بیشتر به نظر می رسد که سرکوب شده اند یا نادیده گرفته شده اند. بیشتر به آنچه که دیگران در شما می بینند و خودتان چندان اعتقادی به آن ندارید توجه کنید.

۱۸٫ چه کاری برایتان ساده تر است

 

همه ما فکر می کنیم کارهایی را که خوب انجام می دهیم کارهای ساده ای هستند به همین خاطر ارزش و اعتبار چندانی برای آنها قائل نیستیم. و برعکس به چیزهایی ارزش می گذاریم که انجام دادن آن برایمان دشوار است و برای بقیه افراد ساده است. وقتی انجام کاری برایتان ساده است این احتمال وجود دارد که خوب هم انجامشان می دهید و مطمئن باشید که آنهایی که برایشان انجام آن سخت است برای انجام آن به شما پول می دهند.

چگونه علایق کاری خود را بشناسیم

 

۱۹٫  موهبت الهیتان را کشف کنید

 

برای پیدا کردن آن موهبت خاص الهی در خودتان به چیزهایی فکر کنید که برایتان ساده است. یعنی کارهایی که برای شما خیلی ساده اند اما برای دیگران اینطور نیست. چه کارهایی هست که دیگران برای انجام آن سراغ شما می آیند چون برای شما مثل آب خوردن است و برایتان مهم نیست که حتی درقبال آن به شما پولی بپردازند.

۲۰٫ یک چیز بدون هیچ تلاشی؟

 

۱) چه کاری بوده که همیشه رویای انجام آن را در سر داشته اید؟ وقتی بچه بودید در انجام چه کاری خیالپردازی می کردید؟ چه موفقیتی در زندگی افراد دیگر باعث می شود احساس حسادت کنید؟

۲) چه کاری است که بدون تلاش و زحمت و به آسانی انجام می دهید؟

۳) انجام چه کاری را بیشتر از هر چیز دیگر دوست دارید؟ آنکاری که وقتی انجامش می دهید انگار زمان ایستاده است و دقایق بدون اینکه احساسشان کنید می گذرند.

۴) هر چیزی حول و حوش آن استعداد پنهان اتوماتیک وار توجه شما را جلب می کند.

۵) هر زمان که این کار را انجام می دهید، حتی اگر ناآگاهانه انجامش می دهید، احساس شادی، راحتی،آرامش، و امنیت میکنید.

۲۱٫ جرقه درونیتان را آتش بزنید

 

استعدادهای واقعی ما با احساس خود ما شعله می گیرند. به ضربان قلبتان گوش دهید. وقتی سرعت آن بالا می رود، هدفمان با احساس سوختگیری می کند و باعث می شود بتوانیم وارد عمل شویم. عمل کلید کار برای یافتن استعدادهای درونیمان است. اگر آن جرقه آنجا نباشد شما استقامت کافی برای عبور از موانع و مشکلات راه را نخواهید داشت.

۲۲٫ به صدای درونتان گوش کنید

 

ببینید صدای درونتان چه می گوید. گاهی وقت ها قبل از اینکه آن صدا را بشنویم راه میافتیم و سقوط می کنیم.

 ۲۳٫ شکلک خندان J

 

چه کاری باعث می شود که روی لبهایتان لبخند بنشیند؟ همان کار را بکنید.

۲۴٫ عصبانی نشوید، پول دربیاورید

 

وقتی می بینید یک جای کار اشتباه است چرا سعی نمی کنید درستش کنید؟ اگر فکر می کنید چیزی مشکل دارد، مطمئن باشید ایجاد تغییر در آن پولدارتان می کند. این احتمال وجود دارد که وقتی چیزی شما را اذیت می کند، برای دیگران هم همینطور باشد. چه بهتر که بتوانید کاری بکنید که به نفع همه باشد.

۲۵٫ ناامیدی هایتان را برطرف کنید

 

از خودتان بپرسید، چه چیزی ناامیدتان یمکند؟ آیا می توانید آن را درست کنید؟ شاید درست کردن آن منبع ناامیدی همان استعداد پنهان شما باشد یا همان توانایی که شما را از بقیه آدم ها متمایز می کند.

۲۶٫ دنبال بزرگترین باشید

 

همه ایده هایتان را در نظر بگیرید و آنها را یادداشت کنید. دور همه آن کارهایی که دوست دارید یک دایره بکشید و چند روز درمورد آنها فکر کنید. حالا باید آنی را پیدا کنید که از بقیه بزرگتر است و بقیه موارد را هم درخود می گنجاند. حالا همان را انجام دهید.

۲۷٫ به خودتان روی بیاورید

 

بهترین راه برای کشف استعداد پنهانتان این است که … گاهی اوقات استعدادهای ما به این دلیل پنهان می شوند که ما خودمان را مشغول کارهای دیگری می کنیم تا پول دربیاوریم. به جای این باید به کارهایی فکر کنیم که واقعاً دوست داریم. مثلاً من همیشه نویسنده خیلی خوبی بودم ولی هیچوقت فکر نمی کردم که این می تواند شغلم باشد. در دانشگاه محیط زیست خواندم و بعد از فارغ التحصیلی در صنعت محیط زیست وارد کار شدم. آنجا بود که موقع نوشتن گزارش ها فهمیدم استعداد واقعی من نویسندگی است و از آنجا بود که وارد اینکار شدم.

بیشتر بخوانید بیشتر بدانید  چگونه گذشته را فراموش کنیم؟

۲۸٫ از قلمروتان بیرون بیایید

 

در کلاسی شرکت کنید یا سرگرمی برای خودتان انتخاب کنید که کاملاً خارج از قلمرو آرامشتان است. اگر مطمئن نیستید چه کاری را انتخاب کنید می توانید از دوستانتان، خانواده یا همکارانتان بپرسید.

۲۹٫ روی سنگ قبرها را بخوانید

 

به قبرستان بروید و کمی قدم بزنید. روی خیلی از سنگ قبرها هنرها و استعدادهای متوفیان را می توانید بخوانید. خیلی وقت ها به این فکر می کنم که روی سنگ قبر من چه می نویسند، اینکه در چه کاری مهارت دارم و چه چیزهایی را هنوز کشف نکرده ام؟ من استعدادم در شعر را از همین راه خواندن یک سنگ قبر در قبرستان کشف کردم.

۳۰٫ آیا ماهی می تواند آب را توصیف کند؟

 

دانستن بهترین استعدادتان مثل شناخت ماهی از آب است. بهترین استعدادهای شما بااینکه خیلی طبیعی هستند اما شناختنشان سخت است. می توانید از گروهی از دوستان و نزدیکانتان، چه متعلق به گذشته و چه حال، استفاده کنید و از آنها بپرسید که به نظرشان در کاری خوب هستید.

۳۱٫ گروه های مشاوره استعدادیابی

 

در گروه های مشاوره به اعضاء آموزش داده می شود که چطور استعدادهای پنهان اعضای دیگر را حدس بزنند. با شرکت در این گروه ها می توانید به بحث و بررسی استعدادهای خودتان و دیگران بپردازید.

۳۲٫ پرافتخارترین لحظه های زندگیتان را به یاد بیاورید

موفقیت ها و دستاوردهای زندگی گذشته تان را به یاد آورده و جایی یادداشت کنید، حتی موفقیت هایی که در کودکی به آن دست پیدا کردید. مطمئناً یک نقطه مشترک در همه آنها احساس خواهید کرد و به همین ترتیب استعداد پنهانتان را کشف می کنید.

۳۳٫ به فرزندانتان گوش کنید

 

وقتی به یک خانه جدید اسبابکشی کردیم، دختر ۹ ساله ام گفت که دوست دارد روی سقف اتاقش یک آسمان نقاشی شود و روی دیوارها هم گل کشیده شود. اصرار داشت که من اینکار را انجام دهم و می گفت که میداند از عهده اش برمی آیم. اول گیج بودم ولی با پرسیدن از چند نفر درمورد نحوه قاطی کردن رنگ ها و کشیدن یک طرح جالب کارم را شروع کردم. از همانجا بود که کارم را شروع کردم.

۳۴٫ دوست دارید زندگیتان چه شکلی باشد؟

 

خیلی وقت ها برای اینکه بفهمیم علاقه مان چیست از ما می پرسند که دوست داریم چه کار کنیم. اما برای خیلی از ما این لیست چندان طول و دراز نیست. من معمولاً بهترین اطلاعات را از ارباب رجوع هایم وقتی به دست می آورم که از آنها می خواهم یک روز/یک ماه یا یک سال از زندگی ایدآلشان را برای من توصیف کنند. اینکار باعث می شود دقیقاً بفهمید که دوست دارید زندگیتان را چطور بگذرانید و خیلی از علایقتان را کشف خواهید کرد.

۳۵٫ چه چیزی ضربان قلبتان را بالا می برد و چشهایتان را برق می اندازد؟

چه کارهایی هست که گذر زمان را برایتان ساده تر می کند و می توانید ساعت ها درمورد آن حرف بزنید؟ شاید به نظرتان اینها استعداد نباشد اما اگر اینقدر از انجام آنها لذت می برید، این احتمال وجود دارد که بتواند شما را به استعدادهایتان برساند.

۳۶٫ توانایی های منحصربه فرد—فقط سوال کنید

 

یک تمرینی بود که من برای پیدا کردن توانایی منحصر بفردم از آن استفاده کردم. در این تمرین سوالی را برای همه دوستان، اعضای خانواده و همکارانم می فرستادم و از آنها می خواستم بگویند که چه چیزی من را فردی خاص می کند. اکثر آنها جواب دادند و من همه پاسخها را نگه داشتم. بین همه آنها پاسخ های مشترکی پیدا کردم که باعث شد بتوانم استعداد پنهانم را کشف کنم.

۳۷٫ ذهن ناخودآگاهتان را آشکار کنید

 

یاد بگیرید که چطور وقتی حتی یک درخت ساده نقاشی می کنید، آنرا بخوانید و تفسیر کنید. این تکنیک ساده به شما این امکان را می دهد تا خود درونیتان را کشف کنید. هرچه بیشتر درمورد ذهن ناخودآگاهتان بدانید بیشتر پی به استعدادهای ذاتی خود می برید.

۳۸٫ ساز زدن همراه با عشق

 

اگر فرصت این را نداشتم که موقع جوانی ساز زدن یاد بگیرم، فکر نمی کنم به موقعیتی که الان دارم دست پیدا می کردم.

۳۹٫ تعریف و تمجیدها را جدی بگیرید

 

به تعریف و تمجیدهایی که دیگران از شما می کنند خوب فکر کنید. بااینکار متوجه می شوید که در انجام چه کارهایی مهارت و استعداد دارید.

۴۰٫  به لذت های دوران کودکی فکر کنید

 

به دوران کودکی خود فکر کنید و ببینید چه کارها و فعالیت هایی بیشترین لذت و رضایت را به شما می داده است. شاید به یاد بیاورید که دوست داشتید با دست هایتان کار کنید یا وقت خود را به آشپزی بپردازید یا تمام روز را نقاشی کنید. شاید هم دوست داشتید که بیرون از خانه بروید و دست به اکتشاف بزنید یا اینکه برای دوستان و خانواده هنرنمایی می کردید و سرگرمشان می کردید. شاید عاشق کتاب خواندن بوده اید یا اینکه دوست داشتید چیزهای خراب و شکسته را درست کنید. وقتی بفهمید که چه فعالیت هایی در دوران بپگی باعث شادی و رضایت شما می شده راحت تر می توانید استعداد و توانایی پنهان خودتان را کشف کنید.

۴۱٫ نیایش معنوی و درونی برای یافتن هدف

 

 به درون خودتان برگردید و راهنمایی معنوی طلب کنید. احساسات و ایده هایی که منجر به عشق و هدف می شوند را شناسایی کنید. خودتان را از این زمین بکنید و کمی آسمانی شوید.

۴۲٫ به علایقتان فکر کنید

 

به فعالیت هایی فکر کنید که بیشتر به آنها علاقه دارید و تحقیق کنید که بازار کاری برای آن وجود دارد یا نه.

۴۳٫ گنج های پنهان را در خاطرات جستجو کنید

 

 به آن چیزهای ساده ای فکر کنید که در کودکی شادتان می کرده است. استعدادهای پنهان ما معمولاً در گذشته مخفی شده اند و در زندگی بزرگسالی دیده نمی شوند. به شادترین زمان های زندگیتان فکر کنید و آن نمونه ها را وارد زندگی حالتان کنید. شاید به این وسیله بتوانید استعدادهای پنهانتان را کشف کنید.

۴۴٫ استعدادها در علایق نهفته اند

 

این احتمال وجود دارد که کسان دیگری به چیزهایی که شما به آن علاقه دارید، حتی اگر فکر کنید که به هیچ طریقی نمی توانید از آنها پول دربیاورید، علاقه داشته باشند. پس کسان دیگری را باهمان علایق پیدا کنید و ببینید دیگران چطور علایقشان را به استعداد تبدیل می کنند.

۴۵٫ با پرسیدن یک سوال در ۱۰ دقیقه استعدادتان را کشف کنید

اگر واقعاً می خواهید استعدادتان را کشف کنید و درعین حال یک نفر را در زندگیتان بهتر بشناسید اینکار را انجام دهید: کنار هم بنشینید و از طرفتان بخواهید از شما بپرسد که “تو کی هستی؟”. آنوقت شروع کنید به مدت ۱۰ دقیقه با پاسخ های یک کلمه ای جواب او را بدهید، مثلا: “یک شنونده، یک کمدین، انرژی و …”. بعد نوبت به فرد مقابل می رسد. وقتی هر دو شما اینکار را انجام دادید، به همدیگر بگویید که چه شنیده اید.

۴۶٫ یاد بگیرید که استعدادهایتان را کشف کنید

 

یک دفترچه بردارید و محیط آرامی پیدا کنید. از قدیمی ترین خاطراتتان در دوران کودکی شروع کنید که سرشار از لذت و خوشبختی بودید. زمانی که همه تعریف و تمجیدها متوجه شما بود. همه کارهایی که می کردید، جاهایی که می رفتید، کسانی که با آنها وقت می گذراندید را یادداشت کنید. آن خیال و رویایی که درمورد آینده خود داشتید را هم یادداشت کنید.

۴۷٫ چطور استعدادهای پنهانتان را پیدا کنید

 

برای پیدا کردن استعداد پنهانتان این تمرین را انجام دهید: یک تکه کاغذ بردارید و دو ستون روی آن بکشید. روی ستون راستی همه کارها و سرگرمی هایی که قبلا داشتید و الان دارید را یادداشت کنید. زیر ستون چپی همه مهارت هایی که برای انجام آن فعالیت ها استفاده می کردید یا می کنید را بنویسید. لیست را بررسی کنید و تکراری ها را خط بزنید. آنهایی که باقی می مانند استعدادهای پنهان شما هستند. آنها به این دلیل چنهاند که نمی دانید وقتی کاری را انجام می دهید از آنها استفاده می کنید.

۴۸٫ پنهان شوید و جستجو کنید

 

 به این فکر کنید که در دوران کودکی از چه کارهایی لذت می بردید. کودکی آزادی بیشتری دارد و ما دنبال علایقی می رویم که به طور طبیعی در ما وجود دارند. ببینید آیا می توانید آن علایق و استعدادها را به چیزی که در زمان بزرگسالی قابل استفاده باشد تبدیل کنید.

۴۹٫ به تعریف و تمجیدها گوش کنید. خوب گوش کنید.

 

بقیه خیلی خوب می فهمند که شما در چه کاری مهارت دارید، خیلی کارهایی که خودمان جدی نمی گیریم و توجهی به آنها نمی کنیم. سعی کنید توجه بیشتری به این قبیل تمجیدها بکنید تا به استعدادهای ذاتی خود پی ببرید.

۵۰٫ از دیگران بپرسید

 

برای پیدا کردن استعداد ذاتی خود باید از دیگران بپرسید که در چه کاری مهارت دارید. این استعداد به این دلیل پنهان است که خودتان هنوز آنرا کشف نکرده اید. یک راه بسیار عالی برای یافتن این استعدادها این است که از خانواده، دوستان، همکارانتان و حتی خودتان بپرسید.

۵۱٫ ساختن عطر از رایحه لیمو

 

من و برادرم همیشه حس بویایی بسیار قوی داشتیم اما بعد از اینکه هاوایی را ترک کردیم، دلتنگیمان برای وطن تنها چیزی بود که به ما کمک کرد اولین عطرهای مخلوط برای کودکان را بسازیم.

۵۲٫ مهارت یاب برای کشف استعداد

 

من از تست مهارت یابی گالوپ (Gallup’s Strength Finder 2.0) استفاده کردم و وقتی نتیجه تستم را دیدم متوجه شدم که چطور تک تک استعدادهایم برای تکمیل سایر استعدادهایم عمل می کنند. همچنین متوجه شدم تقریباً همه استعدادهایم نقاط مشترکی داشتند و همین من را ترغیب کرد به سمت کار مشاوره خلاق روی بیاورم.

۵۳٫ ردپاهای دوران کودکی را دنبال کنید

 

وقتی درمورد علایق دوران کودکیم فکر می کنم ردپای همه استعدادها و توانایی های امروزم را می بینم.  و مطمئنم که احتمالاً ردپاهای دیگری هم در دوران کودکیم هست که من هنوز متوجهشان نشده ام. مطمئناً برای شما هم همینطور است. با کمی بررسی ریشه هایی را در دوران کودکیتان  پیدا می کنید که می توانند رشد کرده و شکوفا شوند.

۵۴٫ به چیزهایی فکر کنید که خوشحالتان می کنند

 

لیستی از همه کارهایی که در تمام شغل هایی که در تمام طول زندگی داشته اید تهیه کنید. آن شغل هایی که در شادترین دوران زندگیتان داشته اید احتمالاً همان استعدادهای پنهانتان هستند.

۵۵٫ استعدادتان در روزنامه است

 

 کدام قسمت از روزنامه یا مجله را بیشتر دوست دارید؟ بخش فیلم، مسافرت، ورزش، سلامتی، مذهب، یا سیاست؟ ممکن است استعدادتان در این قسمت پنهان شده باشد.

1+

Related posts

Leave a Comment

ml>